مرتضى راوندى
499
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بر خلاف ناصرخسرو ، برخى از شخصيتهاى روحانى و فرهنگى ايران ، با تكلف و تشريفات فراوان ، به حمام مىرفتند : « در مناقب اوحد الدين كرمانى كه ظاهرا در نيمهء دوم قرن هفتم تحرير يافته ، چنين مىخوانيم : اوحد الدين در يكى از سفرهاى خود به شهرى مىرسد كه نجم - الدين رازى در آن مقيم بود . به خانقاه شيخ مىرود ، و چون شيخ در گرمابه بود به انتظار مىنشيند . ناگاه مىبيند كه نجم الدين با جلال و شكوه خودنمايانهاى فرامىآيد : « خادمان مىآيند و طشت و طاسهاى نقره كوفت ، و بر سر آن سفرهء از جاقاء منقش دوخته انداختهاند ، مىآوردند . و شيخ نجم الدين دايه ، خودنما و اهل كر و فر بودى . . . » « 1 » آيين گرمابه رفتن به نظر غزالى : غزالى در كيمياى سعادت ، با توجه به مبانى مذهبى ، در پيرامون حمام رفتن نيز تعليماتى داده و تأكيد كرده است كه از ناف تا زانو را از چشمها نگاه دارد ، و از دست خادم نيز نگاه دارد كه بسودن ( ماليدن ) آن از ديدن فراتر است ؛ از عورت ديگران چشم خويش نگاه دارد . و اگر كسى عورت برهنه كند ، به روى حسبت ( نهى از منكر ) كند و بر زنان همين واجب بود . . . و سيم گرمابهبان ( يعنى گرمابهبها ) از نخست بدهد . . . از جهت طب ، گفتهاند هر ماهى يكبار آهك به كار داشتن سودمند بود ( مقصود واجبى كشيدن است ) غزالى در پيرامون ستردن ( تراشيدن ) موى سر و اصلاح موى سبيل و موى محاسن و موى عانه ( پشت آلت مردى و زنى ) و ناخن باز كردن ، با توجه به موازين شرعى ، اندرزهايى داده است . « 2 » شيخ ابو سعيد ابو الخير ضمن حكايتى اخلاقى ، به خصوصيات گرمابهها نيز اشاره مىكند : « شيخ ابو سعيد روزى در حمام بود ، و درويشى شيخ را خدمت مىكرد و دست بر پشت شيخ مىماليد ، و شوخ ( چرك ) بر بازوى شيخ جمع مىكرد چنان كه رسم قايمان ( كيسهكشان ) باشد ؛ تا آنكس ببيند كه او كارى كرده است . پس در ميان اين خدمت ، از شيخ سؤال كرد كه اى شيخ جوانمردى چيست ؟ شيخ ما حالى گفت : آنكه شوخ مرد به روى مرد نياوردى . « 3 » شيخ فريد الدين عطار اين معنى را به شعر آورده است : بو سعيد محنه در حمام بود * قائمش افتاده مردى خام بود شوخ شيخ آورد بر بازوى او * جمع كرد آن جمله پيش روى او بعد از آن پرسيد از آن شيخ مهان * كه : جوانمردى چه باشد در جهان ؟ گفت : عيب خلق پنهان كردنست * شوخ كس با روى ناآوردنست اين جوابى بود بر بالاى او * قائمش افتاد اندر پاى او . « 4 » در اسرار التوحيد ، به آداب اصلاح سر ، و خون گرفتن نيز اشاره شده است : « اى جوان ، سه چيز از ما ياددار : اول ، آنك چون يكى را موى برخواهى داشت ، دست و استره ( يعنى تيغ حجامى ) نمازى ( پاك ) كن ؛ ديگر ، آنكه ابتدا موى برگرفتن بجانب راست كن ، ديگرى موى و
--> ( 1 ) . مرصاد العباد من المبدء الى المعاد ، پيشين . ( مقدمهء مصحح ) ص 43 . ( 2 ) . ر ك : كيمياى سعادت ، پيشين . ص 134 - 132 . ( 3 ) . محمد بن منور مهينى ، اسرار التوحيد فى مقامات الشيخ ابى سعيد ، ص 351 . ( 4 ) . فريد الدين عطار ، منطق الطير .